ابراهيم عاملي ( موثق )
138
تفسير عاملي ( فارسي )
حرمان از سعادت و عزّت خداوندى ، ولى اگر به منظور رفاه و آسايش زندگى و كسب كمال و استفاده ى از زمين پهناور خداوندى است ، البتّه آن هم قدردانى از نعمت خدا و بهره مندى از آفرينش بينهايت الهى است . 3 - آيت « وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ تا آخر » بسيار روشن است كه ايمان بيك حقيقت و يا دين و قانون مستلزم دفاع از آن است چون در طبيعت عموم مردم نهاده شده است كه به آنچه علاقه و دلبستگى دارند با هر وسيله بتوانند از آن دفاع ميكنند ، و البتّه دين كه نتيجه ى فكر و عمل آدمى است و سود آن را هميشگى و دائمى ميداند ، با ارزشتر چيزى است كه معتقد شده است و به آن دلبسته است . پس دفاع از آن بهر وسيله كه ممكن باشد لازم است ، و كمتر وسيله ى دفاع از دين و عقيده كناره گيرى است از مجالست با مخالف ، و احتراز از حضور در مجلس بدگوئى . 3 - جمله ى آخر « لَنْ يَجْعَلَ اللَّه لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » علاوه بر آنچه از حديث و گفتار ديگران نقل كرديم ممكن است بگوئيم : مقصود از سبيل استعلا و برترى است ، و چون كفر ، انحراف و دورى از اصل آفرينش است ، و اسلام پيوستگى و اتّصال بمبدأ و ريشه خلقت است ، پس بمقتضاى طبيعت آن كه منحرف و دور از اصل و ريشه ى پيدايش خود شده است ، نازلتر و ناچيزتر و بيچاره تر است از آنكه خود را وابسته ى باصل و ريشه ى پيدايش خود نموده است ، و به همين جهت است كه آرامش دل و آسايش وجدان دسته ى دوم بيشتر است و اطمينان و دلگرمى بآينده ى خود دارند پس بر فرض كافر به ظاهر مسلَّط بر مسلمان باشد ، ولى از سوى خدا يعنى مصلحت آفرينش و اصل ايجاد ، لياقت تسلَّط براى كافر نيست ، و مانند برترى و تفوّق موقّت جاهل بر عالم است و مردم خائن بر اشخاص درستكار ، و معلوم است كه برترى افراد و دسته هاى نالايق در عالم زياد است . تا آنكه گفتند : « الحمد للَّه الَّذى فضّل المفضول على الفاضل » .